تبلیغات
کـــــانون فرهنگـــی و هنـــری مبیـــــن

کـــــانون فرهنگـــی و هنـــری مبیـــــن

اللـهم عجــــل لولـیـک الـــفرج

یک گناه ....


[ 1393/02/27 ] [ 10:08 قبل از ظهر ] [ کانون فرهنگی و هنری مبین ] [ نظرات() ]

این جمعه هم گذشت


[ 1393/02/27 ] [ 10:04 قبل از ظهر ] [ کانون فرهنگی و هنری مبین ] [ نظرات() ]

چرا ابن سیرین بوى خوش مى داد؟

محمد بن سیرین همیشه پاكیزه بود و بوى خوش مى داد. روزى شخصى از او پرسید: علت چیست كه از تو همیشه بوى خوش مى آید؟ گفت قصه من عجیب است . آن شخص او را قسم داد كه : قصه خود را براى من بگو.ابن سیرین گفت : من در جوانى بسیار زیبا و خوش صورت و صاحب حسن و جمال بودم و شغلم بزازى بود، روزى زنى و كنیزكى به دكانم آمدند و مقدارى پارچه خریدند، چون قیمت آن معین شد گفتند: همراه ما بیا تا قیمت آن را به تو پرداخت كنیم .در دكان را بستم و همراه ایشان راه افتادم تا به جلوى خانه آنان رسیدم ، آنها به درون رفتند و من پشت در ماندم . بعد از مدتى زن - بدون آن كه كنیزش ‍ همراهش باشد  مرا به داخل خانه دعوت كرد، چون داخل شدم ، خانه اى دیدم از فرشها و ظروف عالى آراسته ، مرا بنشاند و چادر از سر برداشت ، او را در غایت حسن و جمال دیدم ، خود را به انواع جواهرات آراسته بود. در كنارم نشست و با ظرافت و ناز و عشوه و خوش طبعى با من به سخن گفتن درآمد، طولى نكشید كه غذایى مفصل و لذیذ آماده شد، بعد از صرف غذا، آن زن به من گفت : اى جوان مى بینى من پارچه و قماش زیاد دارم ، قصد من از آوردن تو به اینجا چیز دیگرى است و من مى خواهم با تو همبستر شوم و كام دل بر آرم .من چون مهربانیها و عشوه بازیهاى او را دیدم نفس اماره ام به سوى او میل كرد، ناگاه الهامى به من رسید كه قائلى از سوره والنازعات این آیه را تلاوت كرد كه : و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان الجنة هى الماوى اما هركس بترسد از مقام پروردگار خود و نفس خود را از پیروى هواى نفس بازدارد، بدرستى كه منزل و آرامگاه او بهشت خواهد بود وقتى به یاد این آیه افتادم عزم خود را جزم نمودم كه دامن پاك خود را به این گناه آلوده نكنم ، هر چه آن زن با من به دست بازى درآمد، من به او توجه نكردم . چون آن زن مرا مایل به خود ندید، به كنیزان خود گفت : تا چوب زیادى آوردند، وقتى مرا محكم با طناب بستند، زن خطاب به من گفت : یا مراد مرا حاصل كن یا تو را به هلاكت مى رسانم . به او گفتم : اگر ذره ذره ام كنى ، مرتكب این عمل شنیع نخواهم شد. تا این كه مرا بسیار با چوب زدند، بطورى كه خون از بدنم جارى شد. با خود گفتم : كه باید نقشه اى به كار بندم تا رهایى یابم ...گفتم مرا نزنید راضى شدم ، دست و پایم را باز كردند، بعد از رهایى پرسیدم : محل قضاى حاجت كجاست ؟ راهنمایى كردند. رفتم در مستراح و تمام لباسهایم را به نجاست آلوده كردم و بیرون آمدم ، چون آن زن با كنیزان به طرفم آمدند، من دست نجاست آلود خود را به آنها نشان مى دادم و به آنها مى پاشیدم ، آنها فرار مى كردند.بدین وسیله فرصت را غنیمت شمردم و به طرف بیرون شتافتم ، چون به در خانه رسیدم در راقفل كرده بودند، وقتى دست به قفل زدم - به لطف الهى - گشوده شد و من از خانه بیرون آمدم و خود را به كنار جوى آب رسانیدم ، لباسهایم را شسته و غسل نمودم . ناگهان دیدم كه شخصى پیدا شد و لباس ‍ نیكویى برایم آورد و بر تنم پوشانید و بوى خوش به من مالید و گفت : اى مرد پرهیزگار! چون تو بر نفس خود غلبه كردى و از روز جزا ترسیدى و خلاف فرمان خدا انجام ندادى و نهى او را نهى دانستى ، این وسیله اى بود براى امتحان تو و ما تو را از آن خلاص كردیم ، دل فارغ دار كه این لباس تو هرگزچركین و این بوى خوش هرگز از تو زایل نشود، پس از آن روز تاكنون ، بوى خوش از بدنم برطرف نگردیده است .به همین خاطر خدا علم تعبیر خواب را بر او عطا فرمود و در زمان او كسى مثل او تعبیر خواب نمى كرد.



[ 1393/01/12 ] [ 09:43 قبل از ظهر ] [ کانون فرهنگی و هنری مبین ] [ نظرات() ]

زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط

رجبعلی نکوگویان مشهور به « جناب شیخ » و « شیخ رجبعلی خیاط » در سال 1262 هجری شمسی، در تهران دیده به جهان گشود. پدر رجبعلی کارگر ساده ای بود. هنگامی که رجبعلی 12 سال داشت از دنیا رفت و وی را تنها گذاشت.
شیخ برای گذران عمر خیاطی می کرد و در خانه خشتی و ساده ای که از پدرش به ارث برده بود در خیابان مولوی کوچه سیاه‌ها (شهید منتظری) زندگی می کرد. وی تا پایان عمر در همین خانه زیست.

(مابقی در ادامه مطلب)


ادامه مطلب

[ 1393/01/12 ] [ 09:34 قبل از ظهر ] [ کانون فرهنگی و هنری مبین ] [ نظرات() ]

صفات ظاهری امام زمان (عج)

برخى ویژگیهاى ظاهرى


1
ـ شبیه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)
حضرت مهدى (علیه السلام) سیمایى چون سیماى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) دارد، در رفتار و گفتار و سیرت نیز شبیه و همانند اوست.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) روزى به امام حسین (علیه السلام) نظر افکنده به اصحاب خود فرمودند:
«
در آینده خداوند از نسل او مردى را پدید مىآورد که همنام پیامبر شماست و در ویژگیهاى ظاهرى و سجایاى اخلاقى به او شباهت دارد
2
ـ زیبا و خوش صورت:
زیبایى اگر به اعتدال و تناسب اعضاى چهره، یا به گیرایى نگاه و نورانیّت صورت و جذّابیّت آن باشد، همگى در وجود نازنین یادگار پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به ودیعت نهاده شده است.
3
ـ گشاده پیشانى:
پیشانى بلند و گشادهاش بر هیبت و وقار چهره زیبایش مىافزاید، و چنان نورى بر چهره و جبین او پیداست که سیاهى موهاى سر و محاسن شریفش را تحت الشعاع قرار مىدهد.
4
ـ میانه قامت:
قامتى نه دراز و بىاندازه و نه کوتاه بر زمین چسبیده دارد، بلکه اندامش معتدل و میانه است.
5
ـ داراى دو خال مخصوص:
خالى بر چهره دارد که برگونه راستش همچون دانه مُشکى میان سفیدى صورتش مىدرخشد و خالى دیگر بین دو کتفش متمایل به جانب چپ بدن دارد.
در باره شمایل ظاهرى امام زمان(علیه السلام) پارهاى صفات دیگر از مجموعه روایات وارده در این باب مىتوان بدست آورد:
*
آن حضرت رنگى سپید، که آمیختگى مختصرى با رنگ سرخ دارد.
*
از بیدارى شبها، چهرهاش به زردى مىگراید.
*
چشمانش سیاه و ابروانش بهم پیوسته است و در وسط بینى او بر آمدگى کمى پیداست.
*
میان دندانهایش گشاده و گوشت صورتش کم است.
*
میان دو کتفش عریض است و شکم و ساق او به امیرالمؤمنین(علیه السلام)شباهت دارد.
*
در وصف او وارد شده: «المهدىّ طاووس اهل الجنّة. وجهه کالقمر الدّرى علیه جلابیب النور».
«
حضرت مهدى(علیه السلام) طاووس اهل بهشت است، چهرهاش مانند ماه درخشنده است و گویا جامههایى از نور بر تن دارد
«
اللّهم ارنى الطّلعة الرّشیدة والغرّة الحمیدة واکحل ناظرى بنظرة منّى الیه».
«
بار خدایا ! آن جمال بارشادت و پیشانى نورانى ستایش شده را، به من بنمایان، و چشمم را به نگاهى به او، سرمه کن».

[ 1392/12/27 ] [ 07:40 قبل از ظهر ] [ کانون فرهنگی و هنری مبین ] [ نظرات() ]

آداب معاشرت

آداب معاشرت:

بخشی از موفقیت انسان به جامعه و چگونگی ارتباط او با سایر انسانها وابسته است . این مهم است كه ما چگونه با مردم برخورد كنیم و برای آنها ارزش قائل بوده، در قبال همه انسانها مسئولیت شناس باشیم و خود را از آنان جدا ندانیم . به همین جهت در تعالیم اسلامی پاره ای سفارشها رسیده كه تكمیل كننده اخلاق و یاری رساننده به انسان در زندگی است و بر انسان مسلمان لازم است كه آنها را رعایت نماید.

هنگام مواجه شدن با كسی مناسب است كه به او سلام كند. خود این عمل مستحب است، ولی جواب آن واجب . امام صادق (ع) كسی را بخیل معرفی كرده است كه از سلام كردن بخل بورزد . همچنین یكی از رفتارهای اجتماعی گشاده رویی و خوش برخوردی است .

امام صادق (ع) فرمود: سه چیز است كه هر كس یكی از آن سه را به جا آورد، خداوند بهشت را بر او واجب میكند: انفاق با تنگدستی، خوش رویی با همه و رعایت انصاف . دست دادن و مصافحه با یكدیگر بسیار سفارش شده است .

در روایتی آمده است كه امام باقر(ع) فرمود: هرگاه مؤمنان با هم ملاقات نموده و مصافحه نمایند، خداوند دستش را در میان دست آنان قرار میدهد. . برخورد خوب و گرم و صمیمی با دیگران موجب جلب رضایت خداوند و موفقیت انسان در زندگی میشود. 



[ 1392/12/26 ] [ 07:46 بعد از ظهر ] [ کانون فرهنگی و هنری مبین ] [ نظرات() ]

زندگینـــــامه امـــام مهـــدی (ع)

ولادت

ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نیمه شعبان سال 255یا 256 هجری بوده است . پس از اینکه دو قرن و اندی از هجرت پیامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام یازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسید ، کم کم در بین فرمانروایان و دستگاه حکومت جبار ، نگرانی هایی پدید آمد . علت آن اخبار و احادیثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی  تولد خواهد یافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشین ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احادیثی که بخصوص از پیغمبر ( ص ) رسیده بود ، این مطلب زیاد گفته شده و به گوش زمامداران رسیده بود . در این زمان یعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی  ، هشتمین خلیفه عباسی ، که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی  قرار داد . این اندیشه - که ظهور مصلحی پایه های حکومت ستمکاران را متزلزل می نماید و باید از تولد نوزادان جلوگیری کرد ، و حتی مادران بیگناه را کشت ، و یا قابله هایی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاریخ نظایری دارد . در زمان حضرت ابراهیم ( ع ) نمرود چنین کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نیز به همین روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران می خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل می کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند . در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نیز داستان تاریخ به گونه ای  شگفت انگیز و معجزه آسا تکرار شد . امام دهم بیست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام یازدهم ( ع ) نیز در آنجا زیر نظر و نگهبانی حکومت به سر می برد . " به هنگامی که ولادت ، این اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزدیک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پدید آمدن این نوزاد جلوگیری کنند ، و اگر پدید آمد و بدین جهان پای  نهاد ، او را از میان بردارند . بدین علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته می شد ، جز چند تن معدود از نزدیکان ، یا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمی دید . آنان نیز مهدی  را گاه بگاه می دیدند ، نه همیشه و به صورت عادی " .


ادامه مطلب

[ 1392/12/26 ] [ 08:37 قبل از ظهر ] [ کانون فرهنگی و هنری مبین ] [ نظرات() ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار